دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

103

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

سنجيده دربارى كه ناظران اروپائى مقيم اصفهان در آن روزگار به تفصيل آن را توصيف كرده‌اند ، جاى آئين‌هاى مأخوذ از طريقت را گرفته بود . هنگامىكه اشرافيت تركمان از قدرت خلع يد شد ، نقش ايالات به‌عنوان نقاط حضور حكومت مركزى ( چنانچه قبلا برنگريستيم ) تقريبا به صفر رسيد . هنوز در بين رجال برجسته امپراتورى و صاحبان مقامات عاليه دربارى از سركردگان قبايل تركمان وجود داشتند ، ولى آنها از قدرتى برخوردار نبودند تا متكى بر ايالات باشند ؛ آنها فىالواقع به ثمن بخس و حكومتهاى كوچكى كه در ارتباط با مقامات دربارى بود ، راضى شده بودند . قدرت آنها ديگر منبعث از وابستگىشان به يك قبيله خاص و يا قدرت اقتصادى مقامشان در ايالات نبود ، بلكه نظير ساير خدمتكاران دربارى ازجمله گرجيها ، ارمنىها و يا چركس‌ها ، از عنايت و مرحمت شاه و در جاى خود ، وزير اعظم و بر پايه ميزان وفادارى و قابليت آنان مايه مىگرفت . اينهمه باهم از خصايص عمده اشرافيت دربارى بود . يكى از جنبه‌هاى چشمگير اين اوضاع و احوال اين بود كه مناصب دربارى ( كه در سده دهم / شانزدهم بيشتر تشريفاتى بود ) حال كاركردهاى خاصى پيدا كرده بود ، ازيك‌طرف صاحبان اين مناصب يعنى رهبران امپراتورى به صورت ستون دولت ( اركان دولت ) درآمده بودند و از طرف ديگر فرصتهاى قابل‌ملاحظه‌اى براى اعمال نفوذ در اختيار آنها قرار گرفته بود . گرچه در اينجا بر سر آن نيستيم كه جزئيات تشكيلات حكومتى صفويان را به بحث بگيريم ، ولى رواست كه نظرى هرچند كوتاه به اركان دولت امپراتورى در زمان جلوس شاه جديد بياندازيم . شاه در فواصل نامعين اجلاس رسمى دربار را براى اهداف خاصى برگزار مىكرد . در اين مواقع امور مملكتى به بحث گرفته مىشد و سفراى قدرتهاى بيگانه بار مىيافتند و اعطاى مناصب برگزار مىشد . يكى از مراجع قدرت صفوى دربار و شوراى سلطنتى بود و نظارت بر كار حكام و مأموران عاليرتبه از وظايف آن برشمرده مىشد . از آنجا كه كار اين نهاد رسيدگى به شكايات مردم راجع‌به سوء رفتار مراجع قدرت ، ظلم و اعمال دلبخواهى حكومت بود ، لذا تا حدود زيادى شبيه ديوان مظالم روزگاران گذشته بود . هر حكمى كه صادر مىشد جاى اعتراض داشت و اين اعتراضيه هم به شاه منتقل مىگشت و شاه در اجراى حكم اختيار تام قضائى داشت . وزير اعظم و قورچىباشى در ميان اعضاى دربار و شوراى سلطنتى ، صدرنشين بودند . افزون براين ، قوللر آغاسى و تفنگچىباشى و توپچىباشى ، ايشيك آغاسىباشى و ديوان بيگى و واقعه‌نويس و گاهى هم صدر الممالك جزو شورا بودند . در رأس تشكيلات امور مالى كه مسئوليت رسيدگى و اداره اراضى خالصه نيز با او بود ، مستوفى الممالك قرار داشت . تشكيلات دربار تحت نظارت ناظر بيوتات بود كه عهده‌دار كارگاههاى سلطنتى هم بود .